تیم تحقیقاتی دانشگاه ییل با همکاری دو منجم آماتور آمریکایی موفق به کشف سیاره ای دور دست شده اند که در نخستین سیستم خورشیدی با چهار ستاره قرار دارد.
تلسکوپ فضایی کپلر ناسا که از ماه مارس 2009 به فضا پرتاب شده تاکنون شواهدی از وجود بیش از دو هزار و 300 سیاره بیگانه احتمالی جدید به دست آورده است.
دو منجم آماتور آمریکایی با استفاده از این داده ها و با کمک تلسکوپ های «کک» در هاوایی موفق به کشف سیاره بیگانه جدیدی شده اند که در حال چرخش به دور دو ستاره بوده و به طور همزمان دو ستاره دیگر به دور این ستاره ها در حال چرخش هستند.
سیاره بیگانه PH1 یک سیاره گازی غول پیکر بزرگتر از نپتون است که شعاع آن 6.2 برابر زمین بوده و نخستین نمونه سیستم خورشیدی با چهار ستاره محسوب می شود.
طول سال و زمان گردش به دور یک جفت ستاره میزبان در این سیاره گازی غول پیکر 138 روز است.
دو ستاره دیگر که به دور ستاره های سیاره PH1 در حال گردش هستند، در فاصله یک هزار واحد نجومی (AU) قرار دارند؛ یک واحد AU فاصله زمین تا خورشید است که حدود 150 میلیون کیلومتر عنوان می شود.
کشف سیاره بیگانه PH1 توسط تیمی از محققان نجوم حرفه ای از انگلیس و آمریکا تأیید شده است.
دانشمندان تاکنون تنها شش سیاره با دو ستاره میزبان کشف کرده اند که اصطلاحا سیارات دو دویی (circumbinary planets) نامیده می شوند و این نخستین نمونه سیستم خورشیدی با دو جفت ستاره محسوب می شود. به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، منجمان آماتور در قالب پروژه ای تحت عنوان شکار سیارات بیگانه با محققان دانشگاه ییل همکاری کرده و از داده های جمع آوری شده تلسکوپ فضایی کپلر برای یافتن سیارات جدید استفاده می کنند. منظومه چند ستاره ای بر ضد نسبیت منظومهی دو ستارهای، که در حدود 2000 سال نوری از خورشید فاصله دارد، ظاهراً از نظریهی نسبیت عمومی تبعیت نمیکند. دو منجم از دانشگاه ویلانوا در پنسیلوانیا کشف کردهاند که مدارهای بیضی شکل این ستارگان به اندازهی یک هفتم از میزان پیش بینی شده توسط نظریهی نسبیت، از مسیر اصلی خود منحرف میشوند. (مدار منحرف شده یک بیضی بسته نیست بلکه چون مسیر بیضی روی خودش تکرار نمیشود شکلی شبیه گلبرگهای گل را پیدا میکند.) بنا بر نظریهی عمومی نسبیت اینشتین، گرانش، نیرویی است که در اثر انحراف در بعد زمان به وجود آمده است. یکی از موفقیتهای این نظریه، توجیهی است که برای مسیر غیر بستهی مدار سیارهی عطارد، که به نظر میرسد غیر عادی بودن آن بیش از آن چیزی است که فیزک کلاسیک و مکانیک کلاسیک سماوی برای آن پیشگویی میکنند، ارائه کرده است. مدار سیارهی عطارد در هر صد سال به میزان 5600 ثانیه (هر ثانیه یک سه هزار و ششصدم درجه است) از مسیر خود منحرف میشود. نیروی گرانش کرههای دیگر، علت عمدهی این انحراف مسیر یا حرکت قوسی شکل است. این نیرو با استفاده از قانون گرانش نیوتون به روش مکانیک کلاسیک قابل محاسبه است. با این حال میزان محاسبه شده و میزان واقعی موجود دارای اختلافی در حدود 43 ثانیه در هر صد سال میباشد. اینشتین نشان داد که نظریهی وی آن قدر دقت دارد که این مقدار تفاوت را توجیه کند. این امر به طور نسبی با نوسان مدار عطارد ارتباط دارد، یا به عبارتی، از جمع بین تأثیرهای کلاسیکی و پیش گوییهای نظریهی نسبیت میتوانیم به حرکت این سیاره دست یابیم. در میان سیارههای منظومهی شمسی، این اثر در سیارهی عطارد شدیدتر است زیرا این سیاره از درون شدیدترین منحنی بعد زمان در این منظومه عبور میکند. این اثر قاعدتاً در مورد دو ستارهی عظیم در محدودهی نیروی گرانش باید شدیدتر باشد و قاعدتاً اخترشناسان باید بتوانند آن را مشخص کنند.. منظومهی دو ستارهای دی آی هرکولس فرصت بسیار مناسبی برای تعیین دقیق نقش نسبیت در حرکت قوسی مدارها را فراهم کرده است. به همین دلیل، دو اخترشناس دانشگاه ویلانوا، ادوارد گوینان و فرانک مکونی، برای مشاهدهی این اثر، منظومهی یاد شده را مورد بررسی قرار دادند. دی آی هرکولس از دو ستاره با جرمهای چهار و نیم برابر و پنج و دو دهم برابر جرم خورشید تشکیل شده است. این دو با دورهای برابر با ده و پنجاه و پنج صدم روز بر روی مداری غیر دایرهای به دور مرکز جرم منظومه میچرخند (با خروج از مرکزی برابر با چهارصد و هشتاد و نه هزارم).. گاهی این دو ستاره در گردش خود از دید ما همپوشانی دارند ولذا در طول هر دوره گردش مداری، نور مرکب این منظومه دو بار افت دارد که مربوط به زمانی است که ستارهای از جلوی دیگری عبور میکند و روی آن ایجاد کسوف مینماید. دورهی کوتاه، انحراف زیاد مداری، و فاصلهی زیاد ستارهها از هم، باعث ایجاد کمانی نوری میشود. نمودار شدت نور نسبت به زمان، کمینهای باریک و عمیق را نشان میدهد. تشکیل این کمان، اخترشناسان را قادر به اندازه گیری بسیار دقیق تعداد کسوفها کرده است. بدین طریق، اخترشناسان از اوضاع نسبی ستارهها در مدارهایشان آگاه میشوند. به علت انحراف مداری ستارهها، تعداد کسوفها به تدریج بیشتر از تعداد پیش بینی شده میگردد.
نظرات شما عزیزان: |
|